تبليغاتX
زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زیباترین اعترافم عشق تو بود


اعتراف








  

ببخشین دیر اومدم  مسافرت بودم

                                         سلام به همه دوست جونای گل

عید همه تون مبارک

            امیدوارم سال خوبی داشته باشین و به همه آرزوهاتون برسین .

 

باز هفت سين سرور

ماهي و تنگ بلور

سکه و سبزه و آب

نرگس و جام شراب

باز هم شادي عيد

آرزوهاي سپيد

باز ليلاي بهار

باز مجنوني بيد

باز هم رنگين کمان

باز باران بهار

باز گل مست غرور

باز بلبل نغمه خوان

باز رقص دود عود

باز اسفند و گلاب

باز آن سوداي ناب

کور باد چشم حسود

باز تکرار دعا

يا مقلب القلوب

يا مدبر النهار

حال ما گردان تو خوب

راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعيد

باز هم سال جديد

باز هم لاله عشق

خنده و بيم و اميد

عید شما مبارک

  

 

                                  

 

 

خداکنه دوستیا تو این سال دووم داشته باشه و رنجشا از بین بره و هیچ دلی غمگین نباشه

 

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می كشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...كجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با كیست؟...زمین سلامت می كنیم و ابرها درودتان باد و ...سال نو مبارك ...چون همیشه امیدوار وسال نومبارك

 

 

 

+ نوشته شده در   ساعت 8:8  توسط سما  | 


 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

روز دوم اقامت در قم بود ایوب حالش زیاد خوب نبود اما توسط یکی از دوستان بابا برای شام به رستوران دعوت شدیم . عصر رفتیم حرم و از همونجا گفتیم بریم رستوران . از خادم حرم آدرس رستورانو پرسیدیم گفت مستقیم برین راه خیلی زیادی نیست چشتون روز بد نبینه یه نیم ساعتی پیاده رفتیم دیدیم نرسیدیم دوباره از کسی سوال کردیم گفت خیلی راهه باید تاکسی سوار شین . هرچی واستادیم تاکسی نیومد آخرش رفتیم از بنده خدایی پرسیدیم اصلا اینجا تاکسی میاد یانه گفت کم . دیگه حسابی کلافه شده بودیم که اون آقا که منتظر اتوبوس بود گفت این اتوبوس که داره میاد اونجا میره خوشحال شدیم و ازش تشکر کردیم حالا یه مشکل دیگه داشتیم بلیط اتوبوس نداشتیم خلاصه سوار شدیم و از مسافرا بلیط گرفتیم که چون پول خرد نداشتیم ازمون پولی نگرفتن و کلی خجالت کشیدیم . خوشبختانه اتوبوس نزدیک رستوران نگهداشت فقط واستون بگم  مهمانسرا یک طرف شهر بود و رستوران طرف دیگه شهر . تو رستوران که رفتیم منو روکه نگاه کردیم دیدیم چه قیمتهای مناسبی داره خلاصه ایوب مریض بود کمی راهو هم پیاده اومده بودیم حالش زیاد خوب نبود و اونقدر حواسش پرت بود که شیشه دلسترو داد به گارسون و گفت واسش باز کنن . من که این صحنه رو دیدم از خنده داشتم روده بر میشدم  گارسون بنده خدا هم گفت آقا این پیچیه تازه اونجابود که ایوب فهمید چکار کرده و کلی خجالت کشید  . از اون موقع من به ایوب میگم پیچی .روز سوم هم قرار بود  از قم بریم تهران . قبل از حرکت ایوب رفت که بلیط  قطار تهران مشهد بگیره . با اینکه آژانس نزدیک بود اما کلی طول کشید . وقتی اومد گفت با کلی زحمت بلیط گرفته سیستم قبول نمی کرده وقتی به بلیطا نگاه کردیم دیدیم از هم خیلی فاصله داریم من دوباره رفتم آژانس . اونجا فهمیدم قطار اتوبوسی درجه یکه اما چون تا حالا سوارشون نشده بودیم و نمیدونستم چطوریه بلیطو پس دادم و رفتیم تهران از اونجا دوست بابا قرارشد بلیط بگیره اما اونم تا شب پنجشنبه نتونسته بود شب کلی ازاینکه بلیطو پس داده بودم از دست خودم عصبانی بودم و شروع کردم به گریه کردن با وجود دلداری های ایوب خیلی سخت خوابیدم  . صبح دوست بابا زنگ زد و گفت واسه شب بلیط گیر آورده کلی خوشحال شدم و خدارو شکر کردم قرارشد بریم از دفتر بلیطو بگیریم . ساعتهای ۱۱ بود که رفتیم دفتر بلیطو گرفتیم . قطار دلیجان بود . شب ساعت ۸:۲۰ قطار به طرف مشهد راه افتاد و ساعت ۷:۳۰ صبح جمعه رسیدیم مشهد .  

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده در   ساعت 16:10  توسط سما  | 


 

در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، تنها چند روز پس از روز ولنتاین فرنگی! این روز سپندار مذگان یا اسفندار مذگان نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده است كه در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می كردند و علاوه بر اینكه ماه ها اسم داشتند، هریك از روزهای ماه نیز یك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه ) كه نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاكی" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یك چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یك بار، نام روز و ماه یكی می شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، مهرگان لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می كردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می كردند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این
جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید. این جشن هیچ ارتباطی به ولنتاین ندارد.

اینکه سپندارمذگان، در تقویم های امروزی مصادف با پنجم اسفند ماه نیست به این دلیل است که در گذشته ایرانیان ١٢ ماه ٣٠ روزه داشتند و ٥ روز را نیز افزودن بر آن ١٢ ماه در سالشمار خود داشته اند. بنابراین روز پنجم اسفند ( سپندار مذگان ) ، با روز ٣٣٥ از سال یا ٢٩ بهمن در سالشمار کنونی ایرانیان برابر است .ا

شایسته است بانوی ایرانی را در این روز ارج نهیم و دختران و پسران سرزمین کهن تنها با چهار روز شکیبایی روز عشاق را در ۲۹ بهمن ماه خورشیدی با معشوق خود جشن بگیرند .

گامهایی این چنین ، ما را در پاسداشت هویت ایران ۸۰۰۰ هزار ساله استوار تر خواهد نمود .  دوستان  عزیزم بیایید برای استحکام پایه های تمدن ایرانی دوستانمان را به برگزاری جشن عشاق در ۲۹ بهمن فرا بخوانیم

 

zan_04.jpg

اینک زمین را می‌ستاییم؛

زمینی که ما را در بر گرفته است.

ای اََهوره‌مَزدا !

زنان را می­ستاییم.

زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند

و از بهترین اَشَه برخوردارند، می‌ستاییم.

اوستا - یسنا ۳۸ - بند ۱


 


 

+ نوشته شده در   ساعت 12:18  توسط سما  | 


 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

سلام به همه دوست جونای خوبم که با نظراتون دلگرمم میکنین از همتون ممنون

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

امروز میخوام واستون راجع به اتفاقات هفته گذشته و خاطرات سفرم با ایوب جون بنویسم اما چون سوتیامون زیاده تو دو یا سه بخش می نویسم

 

                                                بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

جونم براتون بگه روز شنبه گذشته با دوستام رفته بودیم استخر وقتی اومدم بیرون و موبایلمو تحویل گرفتم دیدم ایوب ۲۳ بار زنگ زده تا خواستم زنگ بزنم ببینم چی شده دوباره زنگ زد و تا جواب دادم گفت : دارم می میرم . سریع با دوستام خداحافظی کردم و نفهمیدم چه جوری رفتم خونه

چند بار تو راه نزدیک بود تصادف کنم اما به خیر گذشت وقتی رسیدم خونه  سریع ایوبو بردم مطب یکی از آشناها .  بعد ازگرفتن آزمایش و سونو گرافی تشخیص دکتر سنگ کلیه بود  که خوشبختانه یکیش در حال دفع بود و ایوب شبو راحت خوابید

یکشنبه شب واسه قم بلیط قطار داشتیم هم کار ضروری داشتیم  هم گفتیم چند روزی آب و هوا عوض کنیم البته من نگران حال ایوب بودم اما خودش گفت که خوب شده و مشکلی نیست تو قطار با 4 عرب تو یه کوپه بودیم

چشتون روز بد نبینه اینا به قدری حرف زدن که ما سرسام گرفته بودیم یکیشون که یک کمی فارسی بلد بود همش از ما سوال میکرد و ما با فارسی و کمی عربی که  یادمون بود جوابشو میدادیم اما اون نمی فهمید (نمیدونم این کلمات عربی رو از کجا به ما یاد دادن )

موقع خواب هم من رو تختای  ردیف دوم خوابیدم و ایوب به خاطر کلیه ش پایین اما یکی از خانومای عرب اون وسط کف قطار دراز کشید و خوابید که بیچاره ایوب مجبور شد بیاد بالا بخوابه خلاصه باوجود بلند بلند صحبت کردن عربا به بدبختی خوابیدیم

نزذیک ظهر رسیدیم قم و رفتیم مهمانسرای اداره . از مهمانسرا تا حرم یه ربع راه بود و من که قبلا مسیرو رفته بودم به ایوب گفتم بیا میون بر بزنیم من بلدم اما چشتون روز بد نبینه هرچی میرفتیم به حرم نمی رسیدیم هی ایوب می گفت بیا بپرسیم اما من می گفتم نه همین وره بیا بریم

بعد ازنیم ساعت پیاده روی که نرسیدیم ایوب از یه نفر پرسید و اون گفت پشت سرتونه به پشت سر که نگاه کردیم حرمو دیدیم و خلاصه ایوب حسابی  به من خندید و من کلی خجالت کشیدم بعدا فهمیدم یه کوچه اشتباه کردم .

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

فکر میکنم دیگه خسته شدین بقیه شو میزارم واسه بعد

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

+ نوشته شده در   ساعت 15:23  توسط سما  | 


 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

سلام به دوست جونای گل

دلم واسه همتون یه ذره شده بود و تنگیده بود

اما خوب دیگه چه کار میکردم اینترنتم قطع بود

اما خوشحالم بازم اومدم پیشتون

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

یه سوال دارم اگه دوست داشتین جواب بدین منتظرم

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

اگه يه خودکار داشتي که فقط اندازه ي نوشتن يک جمله جوهر   داشت باهاش چي مينوشتي؟؟؟

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

اینو هم واسه ایوب جونم میزارم

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

+ نوشته شده در   ساعت 17:28  توسط سما  | 


 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

سلام

امروز سالگرد ازدواج من و ایوب جونمه همتون دعوتین

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comکادو یادتون نره نفری حداقل  ۱۰ تا نظر باید بدین بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

دو جام يك صدف بودند،

آن روز

در آن خورشيد،

- اين دردانه مرواريد -

مي تابيد !

من و تو، هر دو، در آن جام هاي لعل

شراب نور نوشيديم

مرا بخت تماشاي تو بخشيدند و،

بر جان و جهانم نور پاشيدند !

تو را هم، ارمغاني خوشتر از جان و جهان دادند :

دلت شد چون صدف روشن،

به مرواريد مهر

آن روز !

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

بفرمایین اینم یه کیک خوشمزه

تعارف نکنین خوب از خودتون پذیرایی کنین

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com 

 

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

امروز تو خونه جشن داریم

واسه ایوب جون یه کوزه خوشمل خریدم و عکسشو دادم روش نقاشی کنن

خیلی ناز شده بعدا مفصلا واستون توضیح میدم و عکسشو میندازم

دیگه دیرم شده باید برم  

کلی مهمون دارم و یه عالم کار

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

اینم یه کارت خوشگله که امیر جون زحمتشو کشیده از همین جا ازش تشکر میکنم

 

cartpostaleto.blogfa

 

 

+ نوشته شده در   ساعت 16:0  توسط سما  | 


 

دگر براي آمدنت دعا نمي كنم

بغض نگاهم را نثارت نمي كنم!

دگر تو را با هزار ذوق و شوق

زير باران كنارم آرزو نمي كنم!

چون تو را كنارم دارم

 

سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسلام

ببخشید دوست جونا که بهتون سر نزدم و آ نکردم اینترنتم چند وقته قطعه واسه همین هر وقت فرصتی دست بده سری به کافی نت میزنم الانم با ایوب جون اومدیم کافی نت .

خوب بریم سراغ آپ امروز که درباره حرم رفتن منه

دو سه روز پیش از طرف اداره ما رو بردن حرم که جاتون خالی خیلی خوش گذشت

اول از همه رفتیم کتابخونه آستان قدس و کارشناس اونجا واسمون درباره تاریخچه اونجا توضیحاتی داد

راستش صحبتش یه کمی طولانی شد و چشتون روز بد نبینه پاهام بدجوری خوابیده بود و خدا خدا می

کردم زودتر صحبت مسئول مربوطه تموم بشه که البته دعام زود برآورده شد

بعد از کتابخونه با راهنمایی که برامون مشخص شده بود رفتیم موزه مرکزی آستان قدس

راستش من با اینکه بچه مشهدم اما  یه بار وقتی راهنمایی بودم از طرف مدرسه بردنمون موزه و

از اون موقع تا حالا نرفته بودم واسه همین واسم جالب بود مخصوصا قسمت دریاییش یه ماهیای

خوشملی داشت  با بچه ها شروع کردیم به گشت زدن تو موزه و وقتیبه ساعت نگاه کردیم دیدیم نزدیک

اذانه . راهنما گفته بود اگه خواستین برین واسه نماز تا بعد بریم موزه فرش خلاصه بعد از خوندن نماز و

جمع شدن همه همکارا سری هم به موزه فرش زدیم . اونجا هدایایی رو بهمون دادن با ژتون غذا .

ساعت نزدیک یک شده بود که برای خوردن ناهار رفتیم مهمانسرای حضرت . اونجا آقایون بدون اینکه به

روی مبارکشون بیارن که خانوم و بچه ای هم دارن با پر روی تمام شروع کردن به خوردن اما ما خانوما

نیست که دل رحمیم غذا رو تو ظرف یه بار مصرف گرفتیم تا ببریم و خونه و با خونواده بخوریم می دونین

وقتی همکارامو دیدم که راحت غذاشونو خوردن به ایوب خودم افتخار کردم آخه اون هیچی رو تنهایی

نمی خوره قربونش برم   خلاصه بعد هم برگشتیم خونه

 



+ نوشته شده در   ساعت 18:50  توسط سما  | 


 

سلام دوست جونای گل گلم

این دفعه با شعرها و تک بیت های عشقولانه قشنگ اومدم البته بیشترش از فریدون مشیریه که من عاشق شعراشم

مثل همیشه اول با یاد خدا

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  

                    آنگاه که دوست داري همواره کسي به يادت باشد، 
                       به ياد من باش که من هميشه به ياد توام 
                                بهترين دوست "خدا"

                               سوره  بقره آیه ۱۵۲ 

    بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

             

              بقیه متن ها رو در ادامه مطلب ببینید

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در   ساعت 17:46  توسط سما  | 


 

سلام سلام

من اون همه خودمو واسه عروسی آماده کرده بودم که مادرشوهرم اومد خونمون آخه روز جمعه من واسه تولد حضرت معصومه توی خونه م می خواستم  مولودی بگیرم . هم خوشحال بودم هم ناراحت . خوشحال چون من مادرشوهرمو خیلی دوست دارم و دلم براش تنگیده شده بود . ناراحت هم بودم چون از خیلی وقت بود خودمو آماده کرده بودم و حالا نمی تونستم برم . کلی فکر کردم و آخر فکر بکری به سرم زد  از اونجایی که عروسی پسر خاله بود از طریق مامان وارد عمل شده و خواستم مادرشوهر رو هم ببرم اما نیست که مامان من خیلی خجالتیه روش نشد به خواهرش چیزی بگه و این شد که تیرم به سنگ خورد و مجبور شدم نرم عروسی و بشینم شام درست کنم 

روز جمعه هم از صبح مشغول تمیزکاری  بودم تا عصر که مهمونام اومدن  جاتون خالی کلی خوش گذشت و تلافی شب قبلو درآوردم .  

 

 

+ نوشته شده در   ساعت 6:38  توسط سما  | 


سلام دوستان گلم

من دنبال چند تا آهنگ شاد و خوشگل و جدید واسه عروسی یکی از آشناهام میگردم

لطفا راهنماییم کنین و اگه آهنگ قشنگ دارین به ایمیلم بفرستین

مرسی   

ایمیل من :  sana.jami@yahoo.com

راستی مهمونام دیروز رفتن

هر چند خسته شدم اما خوش گذشت .

 

+ نوشته شده در   ساعت 18:17  توسط سما  |